
[ذکری توفیق] پس از 20 سال تدریس و کارگردانی، سامی عبدالحمید به بازیگری برمی گردد.
مصاحبه ای از ذکری توفیق - 10/1/10
برای موطنی دات کام
در خلال سابقۀ کاری بلند مدت خود در هنر ، سامی عبدالحمید توانست خود را در سه زمینه و به طور همزمان متمایز کند.
افزون بر این که او یک هنرپیشه است، یک کارگردان و پروفسور هم هست. او ده ها کتاب نوشته و ترجمه کرد. و مواد درسی برای دانشجویان واحد نمایش های مؤسسه هنرهای زیبا تدوین کرد.
عبدالحمید در گفت و گویی با موطنی، در بارۀ بازگشت اخیر خود به سینما حرف زد.
موطنی: مهمترین کارهای سینمایی شما کدامند؟
سامی عبدالحمید: نخستین فیلمی که در آن بازی کردم «مان المسئول» بود که در سالن نمایش فیلم غرناطه در سال 1956 اکران شد. هنرمند ناهده الرماح ستارۀ همبازی من در این فیلم بود.
تناقض اینجا بود که وقتی برای اکران افتتاحیۀ فیلم حاضر شدم، از فیلم خوشم نیامد. حتی مقاله ای هم بر ضد آن نوشتم که روز بعد در روزنامۀ الاخبار منتشر شد.
پس ازآن «بخت النصر» را انجام دادم که درآن هم نقش اول را بازی کردم. این اولین فیلم رنگی عراقی بود که در سال 1962 به نمایش درآمد. سپس در سال 1975 به همراهی هنرمند یوسف العانی وهنرمند فقید طعمه التمیمی در فیلم «المنعطف»، سال 1979 در «الاسوار»، 1982 در «المسئله الکبری» که شماری از هنرمندان و بازیگران خارجی درآن شرکت داشتند و معروفترین آنها الیور رید بود، و سرانجام سال 1987 درفیلم «الفارس و الجبل» بازی کردم.
پس از بیست سال غیبت، به تازگی در «قرنطینه» که فیلمی به کارگردانی عدی رشید است بازی کردم. کارفیلمبرداری ماه ها پیش تمام شد و امیدواریم به زودی به نمایش درآید. من نقش کوچکی به عنوان یک چای فروش در ورودی یک دانشگاه را بازی کردم.
انگیزۀ اصلی من برای شرکت در این فیلم معرفی سینمای عراق به جهان بود و شکستن موانعی ازانزوا که از آن در رنج بوده ایم. اولین فیلمی که عدی رشید در سال 2003 کارگردانی کرد تاکنون در بسیاری از جشنواره های بین المللی حضور داشته است. او توانست آن سد را بشکند. در ضمن او یک کارگردان باهوش و با استعداد است.
وقتی نقش ما به عنوان هنرمندان عراقی در جشنواره های جهانی نادیده گرفته می شود برایم بسیار دردآور است. برای نمونه جشنوارۀ دبی از هنرمندان در همۀ جهان دعوت کرد؛ اما هیچ کس را ندیدم که در آنجا نمایندۀ عراق باشد.
موطنی: شما حقوق خوانده اید؛ اما ترجیح دادید در زمینۀ هنر کار کنید. می توانید دراین باره برایمان بگویید؟
عبدالحمید : درسال 1946 به دانشکدۀ حقوق رفتم. هنرمند یوسف العانی هم دانشجوی همانجا بود که یک گروه هنر و بازیگری درآن تشکیل داد. او این گروه را «جبر الخواطر» نامید. درآن زمان ، من امیدوار بودم که به او نزدیکتر شوم؛ چرا که بازیگری را دوست داشتم. اما همیشه مردد بودم.
یکی ازهمکارانم از علاقه ام به بازیگری آگاهی داشت. او به من کمک کرد «تاجر ونیزی» را در مؤسسه هنر بر روی صحنه اجرا کنم. ابراهیم جلال کارگردان این نمایش بود. جلال بود که مرا تشویق کرد به مؤسسه ملحق شوم. بنابراین ، در سال 1950 پس از فارغ التحصیل شدن از دانشکدۀ حقوق ، درواقع به مؤسسه پیوستم.
پس از اتمام تحصیلاتم در مؤسسه ، در سال 1959 به انگلیس رفتم و دوسال بعد برگشتم. و به مقام مدیریت تیاتر ادارۀ نمایش و سینما منصوب شدم. درپایان دهۀ 1960 ، فرهنگستان هنرهای زیبا بنا شد و من یکی از استادان آنجا شدم. پس ازآن برای تکمیل مطالعاتم به ایالات متحده رفته و درجۀ فوق لیسانس خود را در هنر دریافت کردم. در همۀ این سال ها به عنوان استاد در فرهنگستان خدمت کردم تا این که درسال 2008 بازنشسته شدم.
مدرک دکترا را هم در سال 2004 از دانشگاه بغداد گرفتم.
موطنی : مهمترین دستاوردهای شما به عنوان هنرپیشه و کارگردان چه هستند؟
عبدالحمید : نخستین نمایشی که کارگردانی کردم به سال 1955 برمی گردد و عنوان آن «المقاتلون» بود پس از آن نمایش دیگری را کارگردانی کردم که «مردی که با یک زن نادان ازدواج کرد» نام داشت.
به عنوان یک هنرپیشه و کارگردان، پس از بازگشتم از انگلیس «آنتیگونه» را اجرا کردم و به عنوان بازیگر در«آواز قو» درسال 1956 بازی کردم. دوباره دردهه های 1970، 1980 و 1990 بازی کردم. همچنین در «المتنبی»، «شاه لیر» و چندین نقش دیگر ظاهر شدم که آخرین آنها «تفاحه القلب» بود که در آلمان به نمایش درآمد.
بسیاری از این نمایشها بوسیلۀ گروه هنری نمایشهای مدرن اجراشدند. بعضی اربرنامه ها بسیار اثرگذاربوده و تماشاگران هنوز آنهارا به یاد دارند. شاید یکی از مشهورترین این برنامه ها نمایشی باشد به نام «النخله و الجیران» که بوسیله هنرمند فقید قاسم محمد، بر اساس داستانی از نویسنده، غایب طایمه فرحان تدوین و کارگردانی شد. من درآن نمایش به همراه هنرمند فقید زینب ، افراح عباس، زکیه خلیفه و هنرمند فقید فاروق فیاض نقش کوتاهی بازی کردم. این نمایش درسال 1968 اجراشد و یکماه بر روی صحنه بود.
موطنی : ماه رمضان گذشته ، شما در یک سریال تلوزیونی به نام «النخله ولجیران» شرکت کردید. این سریال را چگونه با نمایشنامه ای با همین داستان که 40 سال پیش بر روی صحنه رفت مقایسه می کنید؟
عبدالحمید: من درسریال تلوزیونی با این امید شرکت کردم که مانند نمایش مخاطب را به خود جلب کند. اما پس از دیدن قسمت های سریال، نا امید شدم. این سریال نتوانست سلایق زندگی بغداد دردهۀ 1940 یعنی دورۀ زمانی وقوع داستان را به تصویر بکشد. درضمن، گرایش خاصی در بازی بعضی از هنرپیشه ها وجود داشت. من همچنین فکر می کنم که افزوده های ترکیب شده با متن داستان بر روی آن تأثیر منفی داشت. بنابراین این سریال به دستاوردهایی که آرزویش را داشتم نرسید.
موطنی : شما خود را بیشتر کدام طرفی می دانید؟ هنرپیشگی، کارگردانی، یا تدریس؟
عبدلحمید : برای هرمرحله اززندگی ام، اولویتهای مختلفی در هرزمینه داشته ام. دراوایل جوانی ، بازیگری دررتبه نخست قرار داشت. پس از آن تلاشهایم برای کارگردانی شروع شد. اما کارگردانی به توان بالای بدنی و ذهنی نیازدارد. وقتی تمرینهای نمایش را دنبال می کنم حتی به ندرت می نشینم. حالا که پیر شده ام ، توانایی بدنی ام اجازه نمی دهد. پس اکنون اعتقاد دارم که می توانم خیلی چیزها درزمینۀ آموزش ، نگارش و ترجمه ارایه دهم . من گنجینه ای از تجربه را اندوخته ام که می توانم ازآن برای افزودن دانش دانشجویانم استفاده کنم.
موطنی: این روزها چه کاری شما را به خود مشغول کرده است؟
کتابی با نام «تاریخ نمایش عراق» را تمام کرده ام. امیدوارم آنرا در امارات متحدۀ عربی چاپ کنم. کتاب دیگری نیز با نام «نمایش نو برای نمایش قدیم» نوشتم. یک کتاب هم دربارۀ هنر گریم ترجمه کردم. آخرین کتابی که نوشتم «هنر قرینه سازی، نه هنر بازیگری» نام دارد. به تازگی ترجمۀ یک کتاب به عنوان «الاهیات ....کمدی» را نیز به پایان بردم.
فعلا"، قصد دارم فعالیت های مؤسسۀ جهانی مرکز تیاتر عراق را با حمایت یونسکو احیا کنم. پس از تعلیق عضویت عراق از ابتدای دهۀ 1990 ، دوباره عضویت عراق را تجدید کردیم.
عکس :[ذکری توفیق] پس از 20 سال تدریس و کارگردانی، سامی عبدالحمید به بازیگری برمی گردد.
این مقاله را ارزشیابی کنید
خواهشمندیم نظرتان را درباره مقاله فوق با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم.
- شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در موطنی


















نظرات خوانندگان