
[ذکری توفیق] «ملکه تئاتر عراق» ناهده الرماح
مصاحبه توسط ذکری توفیق در بغداد—10/2/10
برای موطنی دات کام
ناهده الرماح، هنرپیشه معروف، در ناحیه حیدرخانه، واقع در مرکز بغداد، بزرگ شد. او اولین هنرپیشه زن بود که در تلویزیون عراق ظاهر شد. در دهه 60 و 70 میلادی او به عنوان یکی از بهترین هنرپیشگان زن عراق برگزیده شد.
در سال 1979، او به خاطر تمایلات سیاسی خود که ضد دولت وقت بود، مجبور به ترک عراق شد. الرماح به تازگی پس از 30 سال به سرزمین مادری خود بازگشته تا کار هنری خود را از سر بگیرد. او در حال حاضر روی خاطراتش کار می کند.
او در این مصاحبه دو قسمتی با موطنی به گفت و گو نشست.
موطنی: کار هنری خود را چگونه آغاز کردید؟
ناهده الرماح: من تصادفا وارد دنیای بازیگری شدم. در اوایل دهه 50 میلادی، خانواده ها اجازه نمی دادند که دخترانشان وارد دنیای هنر شوند. با این وجود، کارگردانی به نام عبد الجبار اعلام کرد که به چهره های جدید زن نیاز دارد. من برای این کار اقدام کردم و از من آزمون به عمل آمد، با اینکه خانواده ام با این نظر مخالف بودند. اما، شوهرم در آن زمان در کنارم ایستاد و مرا به ادامۀ این کار تشویق کرد. من موفق شدم و برای بازی در نقش اول فیلمی به نام «من الموصل» که سامی عبدالحمید در آن بازی می کرد، انتخاب شدم. این اولین نقش من در یک فیلم سینمایی بود. این فیلم در سال 1956 به روی پرده رفت.
موطنی: در مورد کار هنرپیشگی خود، به ویژه در دهه 50 و 60 بیشتر برایمان صحبت کنید.
الرماح: به محض اینکه کار «من المسئول» به پایان رسید، در سال 1957 به گروه تئاتر هنر مدرن پیوستم. نمایشی با عنوان «الرجل الذی تزوج امرا خرساء» که در آن نقش اول را همراه با سامی عبدالحمید و محمد القیسی بازی کردم را اجرا کردیم. بعد از آن در چند نمایش مانند «حرمل و حبه سود» و «المقاتلون» بازی کردم. من همچنین در نمایش های تئاتر هنرهای زیبا هم بازی کردم؛ چون کمبود هنرپیشه زن داشتند و در آنجا نمایش «حفله زواج» و «القناع» را ارائه کردیم.
در همان سال من در چند اثر تلویزیونی بازی کردم. من هنگامی که در اثری به نام «راس الشلیله» بازی کردم، اولین هنرپیشه زنی بودم که در تلویزیون عراق کار کرده بود. این کار توسط خلیل شوقی نوشته و کارگردانی شده بود. بعد از آن در سریال دیگری به نام «تومر بیک» بازی کردم.
بعد از انقلاب 1958، نقشی را در نمایشی با عنوان «آنا امک یا شاکر» که توسط یوسف العانی نوشته شده بود، بازی کردم. ما نمایش های دیگر مانند «حیات جدیده» و «خال فنیا» را همراه با مرحوم قاسم محمد که همراه من نقش اول را بازی کرد، اجرا کردیم. این اولین کار مشترکمان ما بود که در سال 1961 اجرا شد.
در سال 1963، جواز گروه ها لغو شد و من دستگیر شدم. به مدت سه ماه در زندان مرکزی زنان، زندانی بودم و به مدت دو سال از محل کارم در اداره سینما اخراج شدم. بعد از آن به سر کار بازگشته و از آنجا به بعد مصیبت هایم آغاز شد؛ چون مسئولین مرا آزار می دادند.
موطنی: هرگز سعی کرده اید تا چیزی برای تئاتر بنویسید؟
الرماح: من معمولا افکارم را می نویسم و شعر مردمی ساده هم می گویم. من از بعضی از اشعارم روی صحنه هم استفاده می کنم. من برخی از آنان را روی سن تئاتر یا برنامه های هنری هم ارائه کرده ام.
یکبار این شعر را سرودم:
آه، چقدر زمان شیرین خواهد بود هنگامی که یکدیگر را ببینیم! شب بدون بی عدالتی خواهد گذشت؛ و همه در شادی زندگی خواهیم کرد، آه، سرزمین مادری چه شیرین است! آه دجله، بوی تو چقدر شیرین است! آه... چقدر آرزوی داشتم بوی خاک سرزمین مادری به مشامم برسد! کسی که به کشورم خیانت کند از ما نیست؛ بگذارید در جهنم بسوزد؛ در حالی که خوبان از فردوس لذت می برند!
عکس: [ذکری توفیق] «ملکه تئاتر عراق» ناهده الرماح
این مقاله را ارزشیابی کنید
خواهشمندیم نظرتان را درباره مقاله فوق با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم.
- شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در موطنی



















نظرات خوانندگان