
[حسام حداد] هنرمند فاضل خلیل از پدرش تأثیر گرفت. پدر وی در آرایشگاه میزبان شاعران و دانشوران مشهوری خود بود.
مصاحبه انجام شده توسط حسام حداد در بصره—10/3/29
برای موطنی دات کام
فاضل خلیل، یکی از پیشگامان مهم درسینما، تئاتر وتلویزیون عراق است. از جمله بنیانگذاران برجسته گروه مدرن هنر تئاتر، او در بیش از 20 نمایش به عنوان کاردگردان و در20 نمایش به عنوان بازیگر شرکت داشته است. او نگارش ستون هایی را در شماری از روزنامه های عراقی را به عهده دارد. خلیل، همچنین در اواسط دهه 1990، به عنوان ریاست دانشکده هنرهای زیبا در بغداد خدمت کرد.
موطنی در خلال دیداری که فاضل خلیل در هفته گذشته از بصره داشت با وی مصاحبه کرد.
موطنی: چگونه به کتاب و هنر آشنا شدید؟
فاضل خلیل: در دهه های 40 و 50 هیچ کتابخانه یا کتاب فروشی در شهر عماره وجود نداشت. کتاب ها به طور محدود میان دانشوران و علاقمندان پخش می شدند. پدرم نقش اساسی در جذب من به سوی را داشت؛ چرا که او برای خرید کتاب یا تازه های نشر به بصره می رفت.
اما سالن های تئاتر کوچک و ساده ای در عماره وجود داشتند که در آنها فیلم نشان داده می شد. هر پنج شنبه برای تماشای فیلم به آنجا می رفتم. از آن زمان بود که رویای هنرمند شدن را در سر داشتم.
موطنی: به رغم فضای کم، مغازه آرایشگاه پدرتان یک کتابخانه بود و عکس های نویسندگان مشهور آن زمان را در معرض دید قرار می داد. درباره آن برای ما می گویید؟
خلیل: مغازه کوچک پدرم، دنیای عجیبی بود. عکسی از برنارد شو و عکس دیگری از طه حسین در آن دیده می شد. همچنین تندیس کوچکی از بتهوون بود و یک تصویر از مریم باکره و در کنار آنها ،عکسی از یک مرجع مذهبی و تقویمی نشان دهنده یک زن عریان، من هم مانند پدرم هستم و همه چیز را نگاه می دارم.
به مجالس شعرا، اندیشمندان و نویسندگانی می رفتم که به دیدن پدرم می آمدند. در حالی که درباره موضوعات مربوط به شعر و فرهنگ سخن می گفتند، با دقت به آنان گوش فرا می دادم. در آنجا بود که حقی الشبلی، بنیانگذار تئاتر پیشرفته عراق، را شناختم و از او خواستم مرا در ثبت نام برای مؤسسه هنرهای زیبا یاری کند. در واقع ثبت نام کردم. اما اداره داخلی در آن سال ملغی شد. بنابر این به عماره باز گشتم و درس دوره متوسطه را تکمیل کردم.
موطنی: آغاز حرفه شما به عنوان یک هنرمند چه زمانی بود؟
خلیل: در شروع کار، پیش از فارغ التحصیلی از دانشکده هنرهای زیبا در سال 1966، در شهرهای عماره و ناصریه اجرای نقش می کردم. پیش از آن، می خواستم به دنیای هنر وارد شوم. در آن زمان با هنرپیشگان مشهوری چون زاهر الفهد و ناصر علی الناصر بازی کردم. آن موقع به طور اتفاقی به شهر ناصریه سفر کردم و با هنرمند مرحوم عزیزعبدالصاحب و مهدی السماوی نمایش اجرا کردم. نمایشی که به اجرا در آوردیم توسط نویسندگان همان شهر، مانند قیس لفته مراد و مهدی السماوی نوشته شده بود.
موطنی: نمایش «خيط البريسم» لحظه ای متمایز در زندگی شما بود. می توانید درباره آن برای ما بگویید؟
خلیل: زمانیکه در بلغارستان بودم، به نظرم آمد که سه گانه ای نوشته یوسف العانی را به یک کار نمایشی تبدیل کنم که خودم در آن بازی کردم.
پس از وقوع جنگ عراق و ایران، تئاتر عامه پسند محو شد. موجی از برنامه های تئاتر گونه تجاری که به خنداندن مخاطب و تماشاچی متکی بود غالب شدند که کمکی به رشد فرهنگ یا توجه تماشاگران به نگرانی های روزمره آنان نکردند.
بنابراین، آن نمایش تلاشی بود برای ایجاد توازن. پس از آن «الباب القدیم» نوشته خلیل شوقی را اجرا کردیم و سپس به تئاتر میراثی پرداختیم. آخرین نمایش میراثی «آرایشگر بغداد» بود. پس از آن روی تئاتر جهان کار کردیم.
عکس: [حسام حداد] هنرمند فاضل خلیل از پدرش تأثیر گرفت. پدر وی در آرایشگاه میزبان شاعران و دانشوران مشهوری خود بود.
این مقاله را ارزشیابی کنید
خواهشمندیم نظرتان را درباره مقاله فوق با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم.
- شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در موطنی


















نظرات خوانندگان