print thisemail this
photo

[احمد الربایه/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] تصویر عراقی هایی که از مکان انفجار روز 8 دسامبر، در نزدیکی وزارت اقتصاد، ویرانی های به جای مانده را برمی دارند. القاعده مسئولیت این بمبگذاری را که دست کم باعث کشته شدن 120 تن بوده است را بر عهده گرفت.

نتیجه معکوس تاکتیک های القاعده و کشته شدن مسلمانان

تحلیلی از کامیل طویل در لندن

برای موطنی دات کام

کشتار هم زمان چهار وزیر یک دولت «مرتد» می بایست دلیلی برای ادعاهای پیروزی در یک مبارزه جدید باشد.

اما اتفاقی که 3 دسامبر در هتل شامو در موگادیشو افتاد، حتی برای اسلام گراهای افراطی اپوزیسیون که خواستار سقوط دولت موقتی شیخ شریف شیخ احمد رئیس جمهور سومالی بودند نیز غرورآفرین نبود.

گروه افراطیون به رهبری حرکت الشباب مجاهدین و حزب اسلام به سرعت اتهامات دولت مبنی بر نقش آنها در بمبگذاری انتحاری را که دست کم 22 نفر در آن کشته شدند، تکذیب کرد. بسیاری از این کشته شدگان را دانشجویانی تشکیل می دادند که در حال برگزاری مراسم فارغ التحصیلی خود از دانشکده پزشکی بودند.

اما تعداد معدودی انکار گروه اسلام گرای اپوزیسیون را جدی گرفتند. این جنایت نشانه هایی از مخالفان افراطی احمد رئیس جمهور سومالی را به همراه داشت که پیش از این حملات انتحاری مشابهی را با هدف قرار دادن وزرا و مقامات دولتی به انجام رسانیده بودند. با این حال این بار قربانیان انفجار هتل زنان و مردان جوان مسلمانی بودند که تسلیم جنگ داخلی روزانه که شهرشان را ویران می کرد نشدند و در عوض به دنبال ادامه تحصیلات عالیه بودند.

سپس یک بمبگذار انتحاری در حالی که باور داشت که عملی شهادت طلبانه انجام می دهد، به سوی آنها آمد. و سپس جان جمعی از برگزیده ترین زنان و مردان سومالی را گرفت.

حمله موگادیشو عین حملات مشابه دیگری است که هر روز توسط گروه هایی صورت می گیرد که خود را طرفدار اندیشه القاعده می دانند و ادعا می کنند که در حال جهاد علیه کافران یا مرتدین هستند. با این وجود آنچه این گروه ها را آزار می دهد اقداماتی است که تاثیر معکوس دارد و به جای جذب افکار عمومی باعث فاصله گیری آنان از چنین گروه هایی می شود.

این دقیقا همان اتفاقی است که پس از قتل عام پزشکان در سومالی رخ داد. صدها شهروند پایتخت سومالی به خیابان ها ریختند تا اعتراض خود را علیه حرکت الشباب نشان دهند و آن را به رغم تکذیبشان، متهم به اعزام بمبگذار انتحاری کنند.

چند روز پس از حادثه موگادیشو، بغداد شاهد مجموعه ای از انفجارات هماهنگ شده ای بود که جان دست کم 120 عراقی را گرفت. حتی مخالفان دولت عراق نیز نتوانستند ادعا کنند که چنین حملاتی که عمدتا باعث کشته شدن شهروندان بی گناه می شود و شاخه عراقی القاعده (معروف به دولت اسلامی عراق) مسئولیت آنها را به عهده می گیرد، باعث جلب حمایت عموم برای مهاجمان می شود.

احتمالا ابومصعب الزرقاوی، رهبر پیشین القاعده، در عراق که سال 2006 کشته شد بهترین نمونه بی هدفی و اتفاقی بودن بسیاری از حملات کسانی است که خود را جهادگر می دانند و ده ها انسان بی گناه را به خاطر هدف قراردادن هر سرباز خارجی یا عراقی می کشند.

اکثر قربانیان القاعده مسلمانان هستند

پژوهشی که این ماه توسط مرکز مبارزه با تروریسم آکادمی نظامی آمریکا در غرب منتشر شد، حاکی از آن بود که اکثر قربانیان حملاتی که به القاعده نسبت داده شده است مسلمانان هستند و نه غربی ها.

بنا بر این پژوهش که برای اجتناب از اتهامات یک جانبه بودن مطبوعات غربی علیه مسلمانان، بر اساس منابع مطبوعاتی عرب انجام شد، غربی ها تنها 15 درصد کل 3,010 کشته در عملیات القاعده بین 2004 تا 2008 را تشکیل می دهند. این درصد بین سال های 2006 و2008 به کمتر از 2 درصد (12 کشته از 661 کشته) رسید، این در حالی است که 98 درصد باقیمانده را مسلمانان تشکیل می دادند.

این به وضوح نشان می دهد که سازمان اسامه بن لادن در دستیابی به هدف خود برای ضربه به غربی ها شکست خورد؛ چرا که تکثر قربانیان آنها مسلمانان هستند.

با توجه به این که چنین چیزی می تواند باعث از بین رفتن حمایت عمومی برای القاعده در کشورهای اسلامی شود، رهبران القاعده ظاهرا از تهدیدی که این موضوع برای آنها ایجاد می کند آگاه بودند. اولین شخصی که نگرانی خود را به وضوح ابراز کرد، دکتر ایمن الظواهری، مرد شماره دو القاعده بود که جولای 2005 در نامه ای به ابوصعب الزرقاوی در عراق، درباره خطرات کشتار افراد به ویژه جلوی دوربین به او هشدار داد.

الظواهری در پیغام خود از اهمیت عدم بیزار کردن مردم از دیگر «گروه های مقاومت» صحبت کرد و مسئله جنگ بی رحمانه الزرقاوی علیه شیعیان عراقی را مطرح کرد. حمله انتحاری که سال 2005 توسط الزرقاوی در هتل های عمان صورت گرفت و باعث کشته شدن بسیاری از مسلمانان شد، احتمالا مثل کاردی بود که به استخوان رسید.

الزرقاوی پس از این حملات از سوی رهبران القاعده در وزیرستان پاکستان اخطاریه ای مبنی بر احتمال جایگزینی شخص دیگری به عنوان رهبر القاعده در عراق دریافت کرد.

اما مرگ الزرقاوی باعث اتمام خیل انتقادات به القاعده نشد. در بسیاری از انتقادات این سازمان متهم به کشتار مسلمین در عملیات ضد مرتد خود داخل و خارج عراق شد.

چینین چیزی به ظهار الظواهری را مجبور کرد تا نیت کشتار مسلمین توسط القاعده را تکذیب کند. وی در گفتمان اینترنتی معروف خود در 2007 گفت: «ما بی گناهان را چه در بغداد، مراکش، الجزیره و چه در جاهای دیگر نکشته ایم. و چنانچه بی گناهی در عملیات مجاهدین کشته شده باشد، نتیجه خطای غیرعمدی است یا به اقتضای التترس صورت گرفته است.»

اصل تارتاروس که توسط فقهای اسلام در قرون وسطی مطرح شد، دیگر در جهان اسلام، از جمله خود جهادگران، نفوذی ندارد.

با این که بسیاری از جهادگران از اعتبار و صحت اصل تترس که طبق آن کشتار مسلمانان برای دستیابی به کافرین جایز است نمی کاهند، استفاده از این اصل را در عملیات خود در بسیاری از کشورهای اسلامی در چند سال گذشته رد می کنند.

بی شک این جهادگران متوجه شده اند که در بمبگذاری های سال 2003 در کازابلانکا، بمبگذاری های غربی در عربستان سعودی در سال 2003 و 2004، حملات 2003 در استانبول، بمبگذاری های الجزیره در 2007 و همچنین در چندین عملیات دیگر در بسیاری از کشورهای اسلامی، اکثریت قربانیان را مسلمانان تشکیل می دادند.

رهبران گروه مبارزین اسلامی لیبی که در این کشور زندانی شده اند، بسیاری از بخش های آخرین پژوهش خود را که تابستان گذشته با عنوان تحقیقات اصلاحی درباره دکترین جهاد، حسبه و حکومت انتشار کردند، به مخالفت با افراط گرایی در مذهب و تحریف مفهوم جهاد تا حدی که تبدیل به عملیات کشتار نامحدود می شود اختصاص دادند.

قبل از این تحقیقات، مقالات انتقادی دیگر نیز توسط رهبران جهادی معروف مانند دکتر فضل (سید امام الشریف) که قبل از رهبری دکتر الظواهری در 1993، فرماندار پیشین گروه جهاد مصر بود، منتشر شد. دکتر فضل در مقاله انتقادی خود به نام «توجیه جهاد در مصر و جهان» بر آنچه سوء تفاهم درباره مفهوم جهاد می دانست که بر اساس آن جهاد برای توجیه کشتار غیرقانونی تحت قانون شریعت به کار گرفته می شد تاکید کرد. او به طور خاصی نام القاعده را برد و این سازمان را متهم به اعمال چنین اقداماتی کرد. از طرف دیگر رهبران گروه مبارزین بدون اشاره به کسی با این مفهوم برخورد کرد.

مشخص نیست که جهادگران تا چه حد به انتقاد از اعمال القاعده ادامه خواهند داد. اما آنچه تا کنون مشخص بوده است افزایش روزانه این انتقادات است؛ چرا که دیگر محدود به عملیات این سازمان در کشورهای اسلامی نیست، بلکه عملیات آن در کشورهای غربی را نیز دربر می گیرد.

تابستان گذشته، شیخ محمد الفیزازی، یکی از مهمترین رهبران جنبش جهاد سلفی در مراکش نامه ای از زندان در مراکش به دختر خود در آلمان فرستاد که طی آن مخالفت خود را با هر گونه حملات تروریستی تحت عنوان جهاد علیه اروپا و به ویژه آلمان اعلام کرد. او گفت که هر کسی که چنین حملاتی را انجام دهد، خائن دین اسلام است.

موضع این شیخ برجسته مراکش که به خاطر بمبگذاری های 2003 کازابلانکا (که هر گونه دخالت در این بمبگذاری را انکار می کند) در کشورش محکوم به 30 سال حبس شد، بسیار حائز اهمیت است؛ چرا وی که در محافل جهادگران مقام مورد احترامی محسوب می شود. پس از بمبگذاری های مارس 2004 در مادرید و جولای 2005 در لندن که باعث کشتار صدها انسان بی گناه شد، وی موضعی مخالف تهدیدات القاعده برای اعمال حملات تازه در آلمان اتخاذ کرده است.

کامیل طویل، یک روزنامه نگار لبنانی است که کارشناس مسائل گروه های اسلامی است. او دو کتاب منتشر کرده است: «داستان جهادگران عرب» و «جنبش مسلح اسلامی در الجزیره- از حزب جبهه رهایی اسلامی تا گروه های مسلح اسلامی» او این تحلیل را برای الشرفه نوشت.

این مقاله را ارزشیابی کنید

این مقاله را ارزشیابی کنید  0/5 (0   رای)

بایگانی سازی اینترنتی (بوک مارکینگ)
print thisemail this

نظرات خوانندگان

عراق امروز | اطلاعات/ جایزه | ویژۀ خانواده | ورزش | سرگرمی | آرشیو | درباره ما | تماس با ما | راهنمای سایت




verification image, type it in the box
شماره ها را وارد کنید

ليس بامكانك روية الارقام أعلاه؟

*بامكانك الأرسال بالبريد الالكتروني لخمسة أشخاص فقط في آن واحد