
[ذکری توفیق] دکتر طاهره داخل برای تدریس، از تجارب شخصی خود و کارش در سازمان های اجتماعی مدنی بهره می گیرد.
مصاحبه توسط ذکری سرسم در بغداد—10/3/19
برای موطنی دات کام
به رغم تأثیرات عمیقی که بیست سال جنگ و انزوا بر عراق داشته، زنان عراقی همچنان با انعطاف و شجاع نشان می دهند.
دکتر طاهره داخل، استاد ادبیات کودکان در دانشگاه المستنصریه در بغداد، یکی از این نمونه ها است.
در این مصاحبه، او به موطنی می گوید که چگونه آرزوهایش را تحقق بخشید و در زمینه های آموزش، پژوهش و روزنامه نگاری فعالیت می کند.
موطنی: می توانید برایمان درباره رشد خود و سال های ابتدایی مدرسه بگویید؟
طاهره داخل: در سال های اول مدرسه، بیشتر به سوی مطالعه موضوعات ادبی گرایش داشتم؛ اگرچه در رشته علوم تحصیل می کردم. به یاد دارم در حالیکه موضوعات درسی رشته علوم را برای امتحانات مرور می کردم، عادت داشتم کتاب داستان بخوانم. زمانی که از دبیرستان فارغ التحصیل شدم نمراتم در بخش علوم ضعیف بودند. در یک مؤسسه پذیرفته شدم، اما به آنجا نرفتم. آن زمان بود که ازدواج کردم.
موطنی: آیا پس از ازدواج به تحصیل ادامه دادید؟
داخل: پس از ازدواجم در اوایل دهه 1980، شوهرم به جنگ ملحق شد. حقوق ماهیانه ام کفاف نیازهایم را نمی داد، به ویژه اینکه اولین کودکم را باردار بودم. می بایست به عنوان کارمند در یک کارخانه کار می کردم. تصمیم گرفتم تا درس بخوانم و به عنوان دانش آموز پاره وقت برای رشته هنر امتحان بدهم. می دانستم که ازدواج کردن و بچه دارشدن کارهای عادی است که هر زنی از عهده آنها بر می آید. به واقع امتحان داده و نمره خوبی کسب کردم که مرا واجد شرایط پیوستن به دانشگاه و تکمیل تحصیلاتم نمود.
موطنی: چطور توانستید درس بخوانید، کار کنید و از کودک خود نگهداری کنید، به ویژه اینکه شوهرتان از خانه دور بود؟
داخل: دربخش زبان عربی ازدانشکده هنر پذیرفته شدم. اما مشکلی که با آن رودررو بودم کلاس های صبح در دانشکده بود که مرا وامی داشت از کارم انصراف دهم. اما اگر کار نمی کردم، ازعهده پرداخت هزینه ها به ویژه هزینه رفت و آمدم به دانشکده برنمی آمدم. بنابراین تصمیم گرفتم تا شیفت کاری ام را در کارخانه به شیفت غروب تغییر دهم.
این یکی از دشوارترین دوره های زندگی ام بود. تنها دو ساعت می خوابیدم. شیفت شامگاهی کارم در ساعت 11 شب به پایان می رسید و باید به خانه می رفتم و صبح زود برای رفتن به دانشکده بیدار می شدم. افزون بر آن نگهداری از دخترم هم بود. زندگی به این شکل ادامه یافت تا اینکه با نمرات خوب از دانشکده فارغ التحصیل گشته و به عنوان آموزگار عربی در یک مدرسه راهنمایی منصوب شدم.
پس از آن درسال 1998 برای دوره فوق لیسانس پذیرفته شدم که جزو شاگردان ممتاز مدرک آن را دریافت کرده و به عنوان آموزگار در دانشکده آموزش مشغول به کار شدم. پس از آن به تحصیلاتم ادامه دادم تا در سال 2007 مدرک دکترا را با نمراتی بسیار عالی دریافت کردم.
موطنی: چه چیزی روش آموزشی شما را متمایز می کند؟
داخل: کارم در زمینه سازمان های اجتماعی مدنی فرصتی برایم ایجاد کرد تا با گروه های گوناگونی از مردم ملاقات کنم که که اگر فعالیت هایم به دانشگاه محدود می شد، هرگز مجال دیدن آنها را پیدا نمی کردم. نسبت به زندانیان نوجوان در زندان های بازپروری و یتیمان در یتیم خانه ها آشنایی پیدا کردم. این موارد بر دانشجویانم بازتاب داشت؛ چرا که هر روز درباره مواردی که مشاهده می کردم برایشان می گفتم. این دلیلی بود که در یک رأی گیری محرمانه که توسط اتحادیه دانشجویان دردانشکده انجام گرفت، به عنوان استاد برتر برگزیده شدم. این نوع ارج گذاری ها تأییدی بود بر اعتقادم مبنی براینکه دانشجویان خواهان بهتر شدن و تقویت اعتماد به نفس در توانمندی هایشان هستند.
موطنی : تخصص دانشگاهی شما چگونه برروش تربیتی فرزندان تان اثرگذاراست؟
داخل: حس می کنم نسبت به بزرگترین دخترم عادل نبوده ام؛ چراکه گاهی با او خشن رفتارکردم. در آن زمان هیج اطلاعی دربازه روش های پیشرفته تربیت کودکان نداشتم که بعداً این آگاهی را به دست آوردم. بنابراین فکرمی کنم که کوچکترین پسرم در این خصوص خوش شانس ترین است. پس از سال ها تجربه و مطالعه، باور دارم که آموزگاران باید بفهمند که جوانترها فرصت های بهتری برای کسب دانش دارند. اگر آنچه را که برای نسل ما فراهم بوده با آنچه که دردسترس نسل جوان است مقایسه کنیم ، این مورد امری بدیهی به نظر می رسد. من همیشه توجه همکارانم را به این موارد جلب می کنم. این در کلاس های درس دانشگاه در من بازتاب یافته است؛ من از نظرات، پیشنهادات و ایده های دانشجویان به همان نسبتی که آنان از من بهره می برند سود می جویم.
موطنی: هم اکنون روی چه پروژه ای کارمی کنید؟
داخل: چند پروژه پژوهشی دردست دارم. از جمله تحقیق برروی ادبیات برای کودکان معلول و یکی دیگر در مورد واقعیت کتاب های کودکان در عراق، که نشان می دهد ناشران خصوصی به دلیل بازدهی مالی اندک، از چاپ کتاب های کودکان خودداری می کنند. انتشار اینگونه کتاب ها به «خانه فرهنگی کودکان» محدود است.
همچنین درحال آماده کردن یک تحقیق درمورد خط فقر برای یک سازمان سوئدی هستم. تحقیقم چند ناحیه از بغداد را دربر خواهد گرفت.
عکس: [ذکری توفیق] دکترطاهره داخل برای تدریس، از تجارب شخصی خود و کارش در سازمان های اجتماعی مدنی بهره می گیرد.
این مقاله را ارزشیابی کنید
خواهشمندیم نظرتان را درباره مقاله فوق با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم.
- شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در موطنی



















نظرات خوانندگان