گفتگویی صمیمانه با شذی حسون: «من یک عراقی هستم، همین و بس!»
شذی حسون، اولین دختری است که در بخش عربی برنامه تلوزیونی «آکادمی استار» در سال 2007 به مقام برتر دست یافته است. وی با رای هفت میلیون عراقی، و پس از رقابتی نفس گیر با 18 پسر و دختر جوانی که از کشورهای مختلف عربی به میدان رقابت آمده بودند، این مقام را به دست آورد.شذی حسون، به دنبال پیروزی چشمگیرش، دارای القاب متعددی شده است که خود نیز هیچگاه تصور رسیدن به آنها را نمی کرده است. مردم عراق، از قومیت ها و گروه های مختلف یکدل و یکصدا دست به دست هم دادند تا به وی برای دستیابی به القابی همچون «ملکه»، «دختر عراق» و «کبوتر صلح»، یاری رسانند. شذی حسون می گوید که چون لقب کبوتر صلح به حال و هوای دل او نزدیک تر است، لذا آن را بیشتر می پسندد.
این ترانه خوان مشهور، دیداری دوستانه و صمیمی با ما داشت، که با اشاره به همین مطلب و با خواندن یک ترانه عراقی که مدتها پیش تهیه کرده بود، آغاز شد. او چنین خواند:
«عشق من کجاست؟ دوست دارم او را ملاقات کنم
دل من یک دقیقه هم از او غافل نبوده
به خدا این حال و روز من است
من تنها هستم و باکی هم ندارم
قدم زنان بین رود و چشمه گام بر می دارم
به خدا این حال و روز من است؛ من تنها هستم و باکی هم ندارم»
شذی حسون، این کلمات را به عنوان یک ترانه عراقی نوشته و آن را برای من می خواند. البته او موقع خواندن ترانه می خندید چراکه ناشیانه سعی می کرد ترانه را به لهجه عراقی بخواند. البته در این کار موفق هم نشد! زیرا هرچند پدرش عراقی است، اما او هرگز عراق را از نزدیک ندیده بود!
شذی حسون، هنرپیشه نامی، در دارالبیضای مغرب از یک مادر مغربی به دنیا آمد. وی ابتدا به تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی پرداخت و سپس در رشته مدیریت هتلداری و جهانگردی مشغول به تحصیل شد و این رشته را در فرانسه، با رتبه ای عالی به پایان رساند.
او از عشق و علاقه خود به رشته مدیریت هتلداری و جهانگردی سخن می گفت. همین مسئله مرا بر آن داشت که از وارد شدن او به دنیای هنر سوال کنم و بپرسم که کی و چگونه فکر حضور در برنامه آکادمی استار به ذهنش خطور کرد؟
ج) در ابتدا اصلاً فکر نمی کردم روزی از تخصص مورد علاقه ام در رشته مدیریت هتلداری، که سالهای متعددی را به تحصیل آن مشغول بوده ام دست بکشم و به سوی هنر رو آورم. زیرا ترانه خوانی برای من فقط یک سرگرمی بود. ماجرا یک دفعه آغاز شد. یکی از دوستان مغربی من که در برنامه آکادمی استار شرکت می کرد از من خواست برای تفریح و سرگرمی هم که شده در این برنامه حضور یابم. اما به نظر می رسد زندگی من از روزی که در این برنامه شرکت کرده ام و موفقیتی که با کمک عراقی ها به دست آورده ام، کاملاً دستخوش تغییر شده است.
س) بسیاری از ترانه خوان های با استعداد عرب و عراقی، با مطالعه دروس مربوط به نت و موسیقی استعداد خود را شکوفاتر ساخته اند. آیا شما در این زمینه برنامه ای داری؟
ج) به نظر من، اساس این کار عبارت است از استعداد و تمرین پیگیر زیر نظر کارشناسان موسیقی. و به همین دلیل، من نیازی به تحصیل در مباحث موسیقی نمی بینم.
س) چرا؟
ج) چون خیلی مشکل است و الان وقت خالی برای انجام این کار ندارم. چرا که درگیر تمرین های روزانه، ملاقات ها و مصاحبه های مطبوعاتی و آماده سازی آلبوم جدید هستم. این مرحله برای من در واقع مرحله کشف دنیای هنر و آشنایی با آهنگسازان و هنرمندان و همچنین اصحاب رسانه است.
س) آلبوم جدیدت، چند ترانه دارد و به چه لهجه ای است؟
ج) الان تعداد دقیق ترانه ها را نمی دانم، اما به هر حال من با هنرمند خوش قریحه، جناب اسماعیل الفروجی که تعدادی از دکلمه ها و ترانه هایش را به من هدیه داده، همکاری دارم.
س) این ترانه ها چه می گویند؟
ج) اینها، ترانه هایی عراقی هستند و این آلبوم، رغم البعد (با وجود دوری) نام دارد. الان نمی توانم متن ترانه ها را بگویم چون می خواهم غافلگیر کننده باشد.
س) در آلبوم جدید، چه ترانه هایی کار شده است؟
ج) ترانه به اسم خدا، از شاعر گرانقدر آقای کریم العراقی. این ترانه که هدیه ای است به ملت عراق، پیام آور صلح و محبت و قدردانی می باشد. من هنگامی که این ترانه را در جشن ها و مراسم مختلف اجرا می کردم، شاهد استقبال خوب و تحسین برانگیز مردم بودم. در این آلبوم، ترانه دیگری به نام شلونک (چطوری) که سروده این شاعر است نیز وجود دارد. ترانه های دیگری هم از خواننده عراقی «محمد محسن» با عنوان زعلنی (با من قهر است) وجود دارد.
س) آیا با توجه به دیداری که با «کاظم الساهر» در برنامه «تاراتاتا» داشتی، احتمال می دهی یک افق همکاری فنی با او باز کنی؟
ج) ما در خصوص همکاری فنی در آینده نزدیک، سخنی با هم نگفتیم اما دیدار ما به هر حال مفید بود و من توانستم به خوبی او را بشناسم. این هنرمند، صدای مرا زیبا برشمرد و آن را برای ترانه های عراقی مناسب دانست. این یک مدرک و افتخار بزرگ برای من است که «کاظم الساهر» به من هدیه کرده است.
س) بسیار خوب. اواخر سال گذشته، از منطقه کردنشین دیدار کردی و در چندین جشن و برنامه هم مشارکت داشتی. لطفاً در این مورد برای ما صحبت کن.
ج) دیداری که از منطقه کردنشین داشتم مرا تشویق کرد که کشورم عراق را بیشتر بشناسم. من مشتاقم از کشورم، کشور تمدن ها، بیشتر بدانم.
س) دریافت گذرنامۀ دیپلماتیک عراقی را به شما تبریک می گویم. احساس شما در این خصوص چیست؟
ج) من به خاطر دریافت گذرنامه عراقی و تجلیلی که وزارت امور خارجه عراق بدین وسیله از من به عمل آورده است، بسیار خوشوقتم و آن را تجلیل عراق از خودم می دانم. نمی خواهم این کار را تجلیلی از طرف یک قوم و طائفه و مذهب خاص بدانم. من قبل از هر چیز، عراقی ام و دوست ندارم در مسائل سیاسی وارد شوم. هدفم در زندگی این است که با استفاده از هنر، کشورم عراق را سرافزار کنم. من دوست دارم در جشن ها و مراسم، فقط به عنوان یک هنرمند عراقی شرکت کنم و این مسئله مرا خوشحال می سازد.
س) آیا از پرداختن به کارهایی که اشاره کردی، هدف خاصی هم داری؟
ج) البته. من از طریق این گفتگو می خواهم پیامی را برسانم و آن اینکه: هدف من از ابتدا این بوده است که برای صلح و دوستی و محبت و خوشبختی آواز بخوانم. من اهداف دیگری ندارم و با کسی هم دشمنی نمی ورزم. من یک عراقی هستم، فقط همین. من با عراقم.
نظرات خوانندگان
-
خواهشمندیم نظرتان را درباره مقاله فوق با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم.
- شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در موطنی





امیدوارم که «شذی» به خواندن ترانه های وطن پرستانه ادامه دهد. حتی بهتر است برای یکپارچگی عراق، یک ترانه را به تمامی زبان های مردم عراق بخواند.
برای دختر عراق، کبوتر صلح و ملکه راستین شادی، آرزوی توفیق و پیروزی دارم. آن هم در زمانی که دیگر صدای زیبا و دلنشینی به گوش نمی رسد. آفرین بر تو شذی! سرت را بالا بگیر که تو یک دختر عراقی اصیل و نجیب هستی.
این کشور زخم خورده نیازی به این کارها ندارد. شذی! اینطور که مدعی هستی، به کشور خود خدمت نمی کنی. بلکه بر عکس، حرف و حدیث هایی را برای عراق به وجود آوردی که وجهه عراق را بدنام کرده است. عراق به کسانی که خود را در مقابل دیگران عریان می کنند، نیازی ندارد. تازه ادعا می کند که نام عراق را سربلند کرده است. هزار بار می گویم تو نمی توانی یک عراقی باشی و نمی توانی به نمایندگی از زنان عراق مطرح باشی.
از شذی حسون می خواهم در مصاحبه های خارجی و داخلی با گویش عراقی صحبت کند. چون که او یک عراقی است. او هنرمندی است که نام عراق را سربلند کرده است. خدا او را موفق بدارد.
از آنجایی که من عراقی هستم به وجود تو، دوشیزه شذی، افتخار می کنم. از تو می خواهم که نام عراق را سربلند نگه داری. چرا که عراق کشور دانش و تمدن هاست. آفرین برشما. خدا شما را برای عراق و امت عربی و اسلامی نگه دارد. آنچه که در توان داری در این مسیر به کار ببر و در این راه دریغ نکن. چرا که شما به مدت 29 سال به عنوان دبیر زبان انگلیسی به این کشور خدمت کردید. آفرین بر شما و بر گردانندگان این سایت.