email this print this
شبه نظامیان سپاه مهدی
آیا سپاه مهدی می تواند به یک نهاد جامعۀ مدنی تبدیل شود؟

حرف و حدیث درباره سپاه مهدی بسیار است. عده ای به تلاش های این سپاه برای ارائۀ خدمات به مردم سخن می گویند و بعضی دیگر معتقدند که فعالیت های مسلحانه عناصر این سازمان، خون بسیاری از مردم بیگناه را بر زمین می ریزد.

فارغ از همۀ این سخنان، باید با کند و کاو به حقیقت این گروه پی برد. سپاه مهدی از میان مردم بغداد و دیگر شهرهای عراق، به ویژه شهرهای جنوبی آن، برخاست و اکثر اعضای آن را نیز افراد مستمند و بی چیز و کسانی تشکیل می دادند که سال های تلخ حکومت خودکامه، نکبت و بیچارگی و انحطاط ارزش های جامعه را برای آنان به ارمغان آورده بود.

نبود امنیت، گسترش فساد، و دیگر شرایط نابهنجاری که عراق پس از سقوط نظام پیشین با آن روبرو شد، به عنوان عوامل زمینه ساز ظهور این گروه مسلح قلمداد می گردد. در بین اعضای سپاه مهدی بودند و هستند کسانی که گمان می کنند با استفاده از زور می توان به امتیاز گیری های سیاسی، اقتصادی، و حتی اجتماعی در عرصۀ عراق پرداخت.

شبه نظامیان سپاه مهدی

محافل سیاسی و دانشگاهی در همان آغاز، سقوط این گروه مسلح را حتمی می دانستند. آنها سه دلیل برای این فرضیه عنوان می کردند: نخست آنکه به عنوان یک قانون تاریخی، سقوط جنبش هایی که از شرایط شتاب زده و فوق العادۀ جامعه نشأت می گیرند، حتمی است و سپاه مهدی نیز جزو همین دسته بشمار می رود. حرکت رو به جلوی دولت در تقویت توانایی نهادهای نظامی خود به عنوان طلایه دار حمایت از قانون و مجری روند بازسازی و عمران، دومین دلیل این امر به شمار می رود. فعال شدن سازمان های غیردولتی و تاثیر آنها در ایجاد هوشیاری و پی ریزی فرهنگ مدنیت، باعث استقرار مبانی ارزشی بر مبنای فرهنگ عدالت ورزی، شکیبایی، شهروندمداری، و احترام به حقوق دیگران در عراق شده و سومین دلیل نابودی سپاه مهدی قلمداد می گردد.

به نظر می رسد که در اواسط سال گذشته سران سپاه مهدی به این حقیقت آگاه گردیدند. این امر را می توان در صدور دستور توقف فعالیت های سپاه توسط «مقتدی الصدر»، رهبر جریان صدری، مشاهده کرد. وی این کار را به منظور ایجاد فرصت های جدید برای بالا بردن بخت بقا و ادامۀ فعالیت در صحنه و یا احتمالاً پشت سر گذاشتن خطر نابودی گریزناپذیر انجام داد.

چندی پیش گمانه هایی مطرح شده بود که طبق آن ادعا می شد که «مقتدی الصدر»، دستوراتی را مبنی بر تبدیل سپاه مهدی به یک سازمان مدنی و بدون سلاح صادر کرده است؛ اما این مسئله هرگز اتفاق نیفتاد! مقامات جریان صدری بهانه های گوناگونی را برای عدم وقوع این رخداد برمی شمارند که «ضعف دولت در انجام وظایف محوله در خصوص برقراری امنیت و ثبات» و نیز «ناتوانی آن در خدمات رسانی به شهروندان» از آن جمله است. آنان همچنین معتقدند که شبه نظامیان سپاه مهدی مانع از انتشار و گسترش فعالیت عناصر گروهک تروریستی القاعده در مناطق تحت نظر خود هستند.

در ماه های اخیر پیشرفت های مهمی در صحنۀ عراق رخ داده که عملیات «یورش دلاوران» به فرماندهی «نوری المالکی» نخست وزیر عراق و نیز عملیات نظامی «شهرک صدر»، واقع در شرق بغداد، از آن جمله است. در جریان این رخدادها مشخص شد که از یکسو توانایی های سپاه مهدی با رشد فزاینده ای مواجه بوده و از سوی دیگر سرسپردگان رژیم سابق و کسانی که به فرمان مقتدی الصدر مبنی بر متوقف سازی فعالیت های سپاه گردن ننهاده بودند، به درون این تشکیلات رخنه کرده اند و سعی دارند در مسیر سیاسی کشور سنگ اندازی کنند.

شبه نظامیان سپاه مهدی

بر این اساس حکومت عراق بر سر دوراهی قرار گرفت. دولت از یکسو می بایست به عنوان یک عامل و نیروی قانونی، شهروندان را از گزند هر تشکیلات مسلحی حمایت کند و برای داشتن زندگی مرفه و سعادتمند، خدمات لازم را به آنان ارائه نماید. از سوی دیگر می بایست بین این قضیه و پذیرفتن گسترش نیروهای یادشده و توقف روند سیاسی یکی را برگزیند. چنین شد که در پایان، کشور شاهد برخوردهای نظامی برای استقرار قانون بود و این، همان چیزی بود که «نوری المالکی»، نخست وزیر، بر آن تأکید می ورزید.

امروزه دولت نشان داده است که قادر به اجرای قانون در کشور است و می تواند عدالت را بین مردم عراق برقرار سازد. سؤالی که مطرح می شود این است که به دنبال تأکید دولت مبنی بر توانایی اداره امور کشور، احزاب و گروه های سیاسی چه نیازی به گروه های مسلح دارند؟ چه اشکالی دارد اگر سپاه مهدی به یک نهاد مدنی تبدیل شود و به ایجاد فرصت های شغلی برای هزاران تن از عناصر خود و نیز مشارکت در بازسازی عراق بپردازد؟

جنبه های مختلف واقعیتی که اکنون در صحنه مشاهده می شود، گواه این واقعیت است که دیگر زمان عرض اندام اسلحه برای امتیازگیری های گوناگون سپری شده است و روند سیاسی و مدنی آرام آرام به عنوان محور اصلی ادارۀ همۀ امور کشور، مطرح می شود.

بنابراین شایسته است که جریان صدر و سپاه مهدی به گفتمان اولیه خود، یعنی تبدیل شدن به یک نهاد مدنی پایبند بوده، به این ترتیب دوباره ارزش و اعتبار خود را نزد عراقی ها باز یابند و بتوانند به عنوان یک نیروی غیردولتی که قادر به ارائۀ خدمات به جامعه است، خودی نشان دهد. همچنین سزاوار است این تشکیلات در پایه ریزی اصول نوین در عراق مشارکت جوید و این مهم را بر اساس مبانی مردمسالاری و سازمانی عملی کند. اکنون دستیابی به این مهم آسانتر از همیشه می نماید؛ به ویژه با فعالیت های گستردۀ سازمان های غیردولتی که به دنبال ایجاد فرهنگ های گشوده به روی جهان هستند و می کوشند تا جامعه را از میراث پلیدی که بیش از 35 سال ادامه داشت، برهانند و احترام به دیگران را نهادینه کنند.

نظرات خوانندگان

فرستاده شده بوسیلۀ «زندان» در روز دوشنبه 14/07/2008

مقاله جالبی بود متشکرم در مورد احزاب مختلف عراقی اطالعات بیشتری روی سایت بذارید.

فرستاده شده بوسیلۀ «مرد» در روز سه شنبه 03/06/2008

خواهش می کنم زندگی نا مۀ سید مقتدی صدر رو بدون کم و کاست و سیاسی کاری روی سایت بگذارید. متشکرم

فرستاده شده بوسیلۀ «؟؟؟؟» در روز جمعه 30/05/2008

بسیاری از کسانی که به سپاه مهدی وابسته هستند، باید به دلیل جنایت هایی که انجام داده اند، محاکمه شوند و همچنین نباید به آنان پست های مدنی داد. بیشتر آنان پرونده های قضایی دارند و ما می خواهیم این پرونده ها برای عموم منتشر شود.

فرستاده شده بوسیلۀ «مهدی» در روز دوشنبه 26/05/2008

از شما به خاطر این موضوع جدید تشکر می کنیم.

فرستاده شده، بوسیله « سدف» در روز پنجشنبه 22/05/2008

مقاله جالبی بود متشکرم در مورد احزاب مختلف عراقی اطالعات بیشتری روی سایت بذارید

فرستاده شده، بوسیله « علماني083» در روز پنجشنبه 22/05/2008

برادرم فرات ناصری، به تو سلام می کنم و مایلم با تو به زبان محلی خودمان صحبت کنم تا آمریکاییها به ما نخندند. تو خوب می دانی که من از چه حرف می زنم و او چطور آدمی است. از کدام سپاه مهدی صحبت می کنی؟ آیا امام مهدی نیاز به یک سپاه دارد؟ آن هم سپاهی که مقتدی آن را رهبری کند؟ از میان این همه، کسی بهتر از او پیدا نمی شد؟ ولی ما با روزگاری که مقتدی را به رهبری رسانیده است، چه می توانیم بکنیم؟ مقتدایی که مجید خویی را کشت. بدتر از آن اینکه تصاویرش در تمام خیابان ها پخش است. من فقط رسانه ها و رهبران کشورما ن را مسئول میدانم. آنها هستند که او را بیش از حد بزرگ کرده اند. آیا واقعا فکر می کنی کسانی مانند بها، هازم الاراج، نوچه ای به نام صلاح یا آقای لیوا سیمسیم با تبدیل سپاه مهدی به یک سازمان اجتماعی غیرنظامی موافقت می کنند؟ اگر این کار را بکنند، پس چگونه بروند دزدی کنند یا رشوه بگیرند؟ اگر آدم ربایی نکنند یا انسان های بی گناه را نکشند یا آدم های ساده لوح را به کشتن هم تشویق نکنند، چگونه آرام بگیرند؟ خدا لعنت کند کسی را که آنها را سپاه مهدی نامید. آنها باعث شرم امام و شیعه و تمامی مسلمانان خوب هستند. من با همان صراحت ابو قادیه می گویم آنانی را که شما سپاه مهدی می نامید، امام مهدی کاری به کارشان ندارد. آنها را می شود به چهار بخش تقسیم نمود. اولین بخش از آنان مجرمین و جنایتکاران هستند و کسانی که راه حلی برای مسائل جز راهی که تو خود بر آن نیک واقفی ندارند. دومین بخش از آنان افراد فقیر و ستم دیده اند. آنها برای سیر کردن شکم زن و بچه شان به کار نیاز دارند. کسانی هستند که براحتی می شود دست شان را به کاری بند کرد. دولت می تواند به راحتی این کار را انجام دهد البته اگر پول نفت را ندزدند و اگر به کشاورز اندکی بذر و کود و کمی هم سوخت ندهند که به هیچ کارش نمی آید. بسیاری از مردم اصلا کشاورز نیستند. آنها کارگرند. اگر دولت صادق بود، کارخانجات سیمان، آجرسازی و الترمیستون را بازگشایی می کرد و به مردم اجازه می داد در این کارخانه ها کار کنند. در این صورت به جان فرزندانم که هنوز ربوده نشده اند قسم می خورم ، کسی دیگر به مقتدی فکر نمی کرد.

فرستاده شده، بوسیله «احمد» در روز چهار شنبه 21/08/2008

مقاله عالی بود. امیدواریم تعداد بیشتری از مقالات خوب را ببینیم

 




verification image, type it in the box
  شماره ها را وارد کنید

آیا شماره های بالا را نمی توانید بخوانید؟

تنها می توان پنج ایمیل را به صورت همزمان فرستاد

email this print this
 




verification image, type it in the box
  شماره ها را وارد کنید*

آیا ‫شماره های ‫فوق قابل ‫خواندن نیستند؟

 
 
عراق امروز | اطلاعات/ جایزه | ویژۀ خانواده | ورزش | سرگرمی | آرشیو | درباره ما | تماس با ما | راهنمای سایت