انسجام در خانواده و گرم بودن این کانون ارزشمند، نقش مهم و تعیین کننده ای در نحوۀ رویارویی با رخدادها و حوادث جاری اجتماع دارد. خانواده در واقع زیربنای جامعه و مهمترین پایۀ آن بشمار می رود که ثبات و استقرار آن، به ثبات و استواری کل جامعه می انجامد.
جوانان عراقی قشر فعال و پویایی هستند که با توجه به اوضاع حساس کنونی، خانواده ها باید توجه ویژه ای نسبت به آنها مبذول دارند. خانواده ها باید با استفاده از راهکارهای لازم، فضای مناسب و آرامی را جهت شکوفایی استعدادهای جوانان خود فراهم آورند و نگذارند گل های زندگیشان در گرداب هلاکت و بیهودگی غرق شوند.
سؤالی که به ذهن می رسد این است: «چه عواملی باعث انحراف گروهی از جوانان عراقی شده و راه حل رفع این ناهنجاری ها چیست؟»
بی گمان از هم پاشیدگی کانون خانواده، عامل مهمی در انحراف بسیاری از جوانان بوده و این امر در کنار نقش دوستان و اطرافیان، از اهمیت خاصی برخوردار است. در این خصوص، موضوع کم سوادی جوانان را نیز نباید از یاد برد. ترک تحصیل و بیکاری ناشی از آن، نوعی فضای خالی و خنثی در زندگی جوان باز می کند که باعث عدم آشنایی او با قوانین و قواعد کلی زندگانی شده و او را به دست زدن به رفتارهای پر خطر تحریک می کند.
به دنبال انحراف بعضی از جوانان که آبشخور خاصی دارد، آثار اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی بی شماری بروز می کند که عدم توجه پدران خانواده و بی اعتنایی آنها نسبت به پیگیری امور فرزندانشان، از عوامل مهم آن بشمار می رود. بیکاری و عدم جهت دهی صحیح به نیروها و توانایی های جوانان نیز عامل دیگری است که باعث تشدید این دور باطل می گردد.
همگی ما باید دست به دست هم دهیم تا جوانان خود را از فروغلطیدن در ورطۀ نابودی نجات دهیم و نگذاریم که آنها در زیر سلطۀ هیولای شبه نظامیان مسلح و گروهک های تروریستی افراط گرا که بر سر تمام خانوارهای عراقی سایه افکنده، دچار زیان های متعدد شوند.
خانوارهای عراقی مانع از پیوستن فرزندانشان به گروهک های مسلح می شوند و این امر نمونۀ زنده ای از اهتمام آنها به حفظ انسجام خانواده بشمار می رود.
اهمیت دوران کودکی، که اصل و اساس رشد و تکامل کودکان بشمار می رود و مراحل بعدی که در آن جنبه های مختلف شخصیت عقیدتی، جسمانی و عاطفی فرد ساخته می شود، بر کسی پوشیده نیست. در این دوران الگوهای اندیشه و رفتار، و همچنین زیرساخت های شناخت، تجارب و گرایش های آدمی منعقد می شود.
به نوشتۀ مرحوم دکتر «علی الوردی»، مورخ و جامعه شناس عراقی در بغداد «محله»، خانوادۀ دوم بشمار می رفت و در این محله ها، خانواده های عراقی بر تربیت فرزندانشان با یکدیگر رقابت می کردند.
واکنش یک نجار که در یک برنامۀ تلویزیونی عراق سخن می گفت، بسیار قابل توجه است. وی می گفت: «از ادامۀ همکاری با تنی چند از عناصر گروهک های شبه نظامی که به خیال خود از منطقه محافظت می کردند، سرباز زدم و به آنها گفتم دری که اکنون مشغول ساختن آن هستم، امنیت شغلی بیشتری نسبت به کارکردن برای آنها دارد.»
این برنامۀ تلویزیونی چیزهای زیادی به ما یاد می دهد؛ اما مهمترین آموزه های آن عبارت است از اینکه نبود نظارت خانوادگی، گسترش بیکاری، و دوری گزیدن از درس و مدرسه، از یکسو جوانان را هدف تیرهای زهرآگین مواد مخدر و بیماری های روحی قرار می دهد، و از سوی دیگر دسته های تروریستی و قومی گرا می توانند به آسانی آنها را به خدمت خود فراخوانند.
این وظیفۀ خانواده است که بکوشد تا با پیش بینی های لازم، زمینه را برای شکوفاسازی استعدادهای فرزندان خویش فراهم آورد و آنها را به آموختن فناوری های جدید و همگامی با آن، احترام به حقوق بشر در لوای محبت ورزی، و مطالعه و کتاب خوانی تشویق نماید. دوری گزیدن از فناوری های ارتباطی و دانش روز، جوان را آسیب پذیر نموده و او را تبدیل به لقمۀ چربی برای عناصر القاعده و شبه نظامیان قومی گرا می کند.
از سوی دیگر، جوانان عراقی نیز نباید به هر ندایی پاسخ مثبت دهند و باید از افراط گرایی دینی به هر شکل و نوعی که باشد، دوری نمایند. خانواده ها نیز باید به این امور توجه و اهتمام بسیاری نشان دهند؛ چرا که معمولاً بزهکاران از همین در وارد می شوند و جوانان را برای پیوستن به تشکلات خود می فریبند.
آگاه سازی جوانان از خطر تروریسم، کار دیگری است که باید در این روند انجام شود. در واقع باید آنها را برای اتخاذ موضع لازم در مواجهه با اختلافات قومی و اقدامات خشونت آمیز، پشتیبانی و حمایت کرد.
خانواده ها باید مکان کار و فعالیت فرزندانشان را زیر نظر بگیرند و بدانند که او به کجا می رود و چه می کند. این امر از اهمیت بسیاری برخوردار است و با استفاده از این راهکار می توان مانع از ورود آنان به جرگه هایی شد که در برون پسندیده و در درون بزهکار می باشند. در همین راستا می توان با استفاده از این شیوه، راه پیوستن آنها به تشکلات مسلح را نیز سد کرد.
در اینجا بد نیست اشاره ای داشته باشیم به فتوای شیخ «احمد عبدالغفور السامرائی» که حدود 64 عالم دینی و امام جماعت آن را امضا کرده است. این فتوا، پیوستن جوانان عراقی به صفوف ارتش و پلیس عراق را تأیید می کند و مجاز می شمارد؛ در حالی که پیش از آن، گروهک های تروریستی، کار با دولت عراق را حرام می دانستند. این فتوا باعث پیشرفت مثبتی در صحنه شد و فضای خالی موجود بین بعضی از اقشار مردم عراق با نیروهای امنیتی را تا حدودی پر ساخت و این فاصله را کم کرد.
نظرات خوانندگان
-
خواهشمندیم نظرتان را درباره مقاله فوق با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم.
- شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در موطنی





خداوند جوانان معصوم عراق را چه دختر و چه پسر در پناه خودش حفظ کند و انها را از شر دام های شیاطین جن و انس حفظ کند.