مردم الاعظمیه و الکاظمیه، انتظار نداشتند که در پی فاجعۀ پل، که در آن شمار زیادی از مردان، زنان، و کودکان جان باختند، راه ارتباطی میان آنها به مدت سه روز بسته شود. ساکنان هر دوی این مناطق هنوز هم دلاوری های عثمان که جان بسیاری از زائران امام کاظم (ع) را نجات داد، به یاد دارند.
فاجعۀ پل در روز سی و یکم اوت سال 2005 روی داد و در آن، بیش از هزار نفر که بیشتر آنها زنان و کودکان بودند، کشته شدند. این فاجعه بر اثر هرج و مرج ناشی از شایعه ای با مضمون این که «یک بمب گذار می خواهد خودش را منفجر کند»، در میان مردم روی داد.
پیش از این اتفاق رابطۀ میان مردم دو منطقه، یک رابطۀ عادی دو جانبه بود. آنها با یکدیگر زندگی می کردند، همسران خود را از میان یکدیگر برمی گزیدند، و در شادی ها و اندوه های یکدیگر شریک بودند. اما گروه های مسلحی که پس از فاجعۀ پل در الاعظمیه حضور پیدا کردند، آنگونه که «ابومریم»، یکی از مسئولان پاکیزگی منطقۀ الکاظمیه، آنها را توصیف می کند: «آخرین رشته های کلافی بودند که این دو محله را به هم پیوند می زدند.»
«ابومریم» به یاد می آورد که چگونه خانواده اش عادت داشتند که در ماه رمضان، گردش کنان گذرگاه الاعظمیه را زیر پا گذارند. وی می گوید: «چه روزهای خوبی بودند ... ما عادت داشتیم که قدم زنان، خیابان «امام اعظم» را طی کنیم، تنقلات شیرین بخوریم، و با دوستان، آشنایان، و دیگر مردمان خوب الاعظمیه دیدار کنیم.»
«ام شیما»، بانویی حدوداً چهل ساله است که در بازار «الدروازه»، که ورودی شرقی الکاظمیه است و آن را مستقیماً به حرم وصل می کند، از مغازه ای به مغازۀ دیگر می رود تا با نزدیک شدن تابستان بغداد، انواع گوناگون پیراهن های خنک آراسته به تصاویر گل ها و رنگ های روشن را خریداری نماید.
«ام شیما» می گوید که وی آشنایان و خویشاوندانی در بسیاری از مناطق بغداد دارد و تلاش می کند که هر وقت بتواند، سری به آنها بزند. هنگامی که خبرنگار سایت «موطنی» از او در مورد الاعظمیه پرسید، وی به سوی دیگر رود، به کرانۀ خاوری آن، نگاهی انداخت و گفت: «دو روز پیش آنجا بودم و خیلی از دوستان و همشاگردی های دوران تحصیلم را دیدم.»
منطقۀ الاعظمیه زمانی یکی از جولانگاه های القاعده در بغداد بود. آنها در آنجا تاراج می کردند، نابود می ساختند، و هر آنکه برعلیه حضور آنها زبان به سخن می گشود را تکه تکه می کردند و به قتل می رساندند.
در ماه نوامبر سال گذشته «شیخ احمد الغفور السامرایی»، رئیس سازمان اوقاف سنی ها، از تشکیل داوطلبان بیداری الاعظمیه به ریاست سرهنگ «ریاض السامرایی»، یکی از افسران ارتش پیشین عراق، خبر داد. این گروه با نیروهای امنیتی عراق جهت پاکسازی الاعظمیه از شبه نظامیان مسلح و بازگشت زندگی عادی در آنجا، هماهنگی های لازم را به عمل آورد. علاوه بر اعضای داوطلبان بیداری العامریه، آنها یک گروهان ارتش را نیز در اطراف الاعظمیه مستقر نمودند تا این منطقه را از گروه های قانون شکن که در صدد گسترش درگیری های فرقه ای بودند، پاکسازی نمایند.
«رامی قحطان»، که در اوان بیست سالگی اش است، امیدوار است که دولت تلاش کند تا پل «الائمه» که پل «دلدادگان» نیز نامیده می شود را بازگشایی نماید. به گفتۀ وی این بازگشایی می تواند چنین پیامی را به تروریست ها بدهد که مردم این مناطق، پیشینۀ مشترکی از روابط با یکدیگر و نیز پیوندهای استواری دارند که به این آسانی گسسته نخواهد شد.
این روزها خمپاره هایی که به وسیلۀ القاعده از منطقۀ «الاعظمیه» پرتاب می شدند و نیز آنهایی که به وسیلۀ گروه موسوم به سپاه مهدی از «الکاظمیه» شلیک می گردیدند، توقف یافته اند. این اعمال پایان گرفته اند و نیروهای امنیتی توانسته اند تا امنیت را در «الکاظمیه» بر قرار نمایند. هم اکنون نیز گروه های فنی و تخصصی در تلاشند تا پل «الائمه» را بازسازی نموده و آن را برای بهره برداری دوباره آماده سازند.
نظرات خوانندگان
-
خواهشمندیم نظرتان را درباره مقاله فوق با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم.
- شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها در موطنی





از این سایت سپاسگذاری و قدردانی می کنم. خدا را شکر که چنددستگی به پایان رسیده است. ان شاء الله عراق در سایۀ اهل بیت همیشه سلامت باشد.
اسامی که نمی توان یک شب تا صبح آن را کامل کرد. این روزها خمپاره هایی که به وسیلۀ القاعده از منطقۀ «الاعظمیه» پرتاب می شدند و نیز آنهایی که به وسیلۀ گروه موسوم به سپاه مهدی از «الکاظمیه» شلیک می گردیدند، توقف یافته اند. این اعمال پایان گرفته اند و نیروهای امنیتی توانسته اند امنیت را در «الکاظمیه» بر قرار نمایند. هم اکنون نیز گروه های فنی و تخصصی در تلاشند تا پل «الائمه» را بازسازی نموده و آن را برای بهره برداری دوباره آماده سازند. امیره محمد ممدوح الحواوشه
از تلاش های شما برای ساختن عراقی بهتر سپاسگزاریم. موفق باشید
اگه پٍٍل را باز نکنن بهتره، می ترسیم مشکلاتی پیش بیاد که فکرش رو هم نمی کنیم.