email this print this
اصاله نصری، خوانندۀ سوری
اصاله: «من بر خودکشی پیروز شدم ... و در داستان جدایی خود شکست خوردم»

اصاله، خوانندۀ سوری، تأکید کرد که او توانست بر دشواری های بسیاری که در زندگی با آنها رو به رو بود غلبه کند که از جملۀ آنها، باختن پروندۀ طلاق او با ایمن الذهبی، همسر پیشینش، به خاطر فسخ قرارداد کاری میان آنها بود.

اصاله در جریان دیدار خود با جومانا بوعید، مجری برنامۀ «سخن واپسین» (کلمه الفصل)، که از سوی شبکۀ موسیقی روتانا پخش می شود، لحظات دشوار زندگی خود را بیان نمود. او گفت: «ناچاری من را تا مرز خودکشی پیش راند. اما امروز من در بهترین روزهای زندگی ام به سر می برم. اکنون دیگر هیچ یک از لحظه ها و ایستگاه های زندگی ام را از دست نمی دهم و برای همۀ کسانی که در سراسر زندگی با آنها آشنا شده ام، احترام قائل هستم.»

اصاله گفت که چنانچه قرار باشد روزی داستان عشق را برای فرزندانش بازگو کند، او داستان عشق خود به آنها را برایشان زمزمه می کند. این هنرمند افزود که آنها هم اکنون با داستان عشق او و طارق العریان، همسر کنونی وی، زندگی می کنند و گفت که او نمی تواند حتی یک لحظه بدون همسرش زندگی کند و یا حتی تصور آن را داشته باشد.

از سوی دیگر اصاله تأیید کرد که او پروندۀ حقوقی جدایی از ایمن الذهوبی را باخت. دلیل این امر، قراردادی بود که به موجب آن اصاله موظف می شد که در صورت زیر پا گذاشتن مفاد این قرارداد مبلغ 5 میلیون دلار را به همسر پیشینش پرداخت نماید. وی افزود که او چنین پولی ندارد و تنها بخشی از مبلغ تعیین شده برای طلاقش را به همسر پیشینش پرداخته است.

اصاله در زمینۀ روابط خود با همکارانش گفت که وی انغام را بسیار دوست دارد، سمیرا سعید خواننده را می ستاید، و نیازی به کسب اجازۀ احلام برای خواندن ترانه هایی به گویش مردمان عرب زبان خلیج فارس ندارد! وی مائده الحناوی را تاریخ صدا و حضور دانست.

اصاله در گفت و گویی با سایت خبری «ام بی سی» اعلام کرد که او خود را آماده می کند تا از طریق یک فیلم سینمایی که توسط همسرش طارق العریان کارگردانی شده، برای نخستین بار گام به عرصۀ سینما گذارد. داستان این فیلم دربارۀ زنی است که بار تجربۀ دو رابطه را بر دوش می کشد که نخستین آنها با یک مرد سوری و دومی، با یک مرد فلسطینی است. این هنرمند گفت که او در این فیلم بخش هایی از چند ترانه را خواهد خواند و آن ترانه ها، در پایان این فیلم پخش خواهند شد.

نظرات خوانندگان

فرستاده شده بوسیلۀ «ابراهیم طاهر الیمن» در روز چهارشنبه 03/12/2008

اصاله بهترین صدا را دارد. البته من صحبتی که برادر عمرو مصطفی گفت را باور نمی کنم. چرا که همان طور که اصاله را می شناسیم او دارای فرهنگ و احترام بالایی است. من در مورد او اینگونه فکر می کنم. البته خداوند آگاه تر است. امیدوارم که اینگونه باشی. با تشکر و قدردانی فراوان پیشاپیش عید را تبریک می گویم.

فرستاده شده به وسیلۀ «احمد» در روز دوشنبه 01/12/2008

هیچ چیز نمی تواند حتی به مدتی کوتاه اصاله نصری را از فرط خستگی از پا در آورد. همه چیز به اوضاع طبیعی خود باز می گردد و او از این مشکل عبور خواهد کرد. جدای از خصوصیات وی و ترانه ها و صدایش که هر روز باید آن را بشنوم، من برایش می میرم.

فرستاده شده به وسیلۀ «کوکو» در روز شنبه 29/11/2008

من تو را بسیار دوست دارم. علیرغم نازک طبعی و ضعفت شخصیت قوی داری.

فرستاده شده بوسیله «سلوی سیف الدین احمد» در روز چهارشنبه 26/11/2008

بنده اصاله و ترانه های او را دوست دارم چون که او هنرمند با شخصیتی است.

فرستاده شده بوسیله «نهی محمد» در روز سه شنبه 25/11/2008

اصاله هنرمند با ظرافتی است و من ترانه هایش را خیلی دوست دارم، مایلم به او بگویم که تا زمانی که عشق زنده است و فرزندان او در کنارش باشند زندگی نیز ادامه دارد و این خود به تمام دنیا می ارزد.

فرستاده شده به وسیلۀ «خالد ابو العباس» در روز شنبه 22/11/2008

سود و زیان در مال اهمیتی ندارد. مهم راحتی نفس و عشق و آرامش است.

فرستاده شده بوسیله «جون» در روز پنجشنبه 20/11/2008

برای شما خوشبختی و زندگی آرام با شخص مورد علاقه تان آرزو می کنم. از صدای دلنشین شما لذت می برم.

فرستاده شده بوسیله «جون» در روز پنجشنبه 20/11/2008

برای شما خوشبختی و زندگی آرام با شخص مورد علاقه تان آرزو می کنم. از صدای دلنشین شما لذت می برم.

فرستاده شده بوسیله «عمرو مصطفی انور» در روز پنجشنبه 20/11/2008

قبل از اینکه منکر عشقت نسبت به من بشوی می گویی مرا دوست نداشتی همه آنچه را که بین من و تو گذشته، برای من تفسیر کن، چرا دست هایت را در دست هایم گذاشتی، چرا سرت را روی شانه هایم گذاشتی، چطور مرا می بوسیدی و چه از این بیشتر که قبل از اینکه من بیایم آرزو می کردی تو را در آغوش بگیرم، من و تو علنی وجلوی مردم با هم راه می رفتیم و از کسی نمی ترسیدیم و در مورد مسائل حساس با حرف می زدیم، چه بسا من و تو آرزو کردیم با هم در یک خانه زندگی کنیم و اکنون که رؤیای ما نزدیک است می گویی مرا دوست نداشتی. همه آنچه را که بین من و تو گذشته، تفسیر کن. چرا دست هایت را در دست هایم گذاشتی؟ چرا سرت را روی شانه هایم گذاشتی؟ و چطور مرا می بوسیدی و چه از این بیشتر که قبل از اینکه من بیایم آرزو می کردی تو را در آغوش بگیرم.

فرستاده شده بوسیلۀ «ایمان» در روز چهارشنبه 19/11/2008

اصاله لیاقت هر احترامی را دارد. ببینید چقدر زیبا صحبت می کند؛ او علیرغم لحظه های نا امیدی، همچنان به زندگی ادامه می دهد. به هر کسی که در زندگی او وارد می شود، احترام می گذارد. تو صاحب صدای زیبایی هستی که گوش های همه را نوازش می دهد. موفقیت از آن توست.

 




verification image, type it in the box
  شماره ها را وارد کنید

آیا شماره های بالا را نمی توانید بخوانید؟

تنها می توان پنج ایمیل را به صورت همزمان فرستاد

email this print this
 




verification image, type it in the box
  شماره ها را وارد کنید*

آیا ‫شماره های ‫فوق قابل ‫خواندن نیستند؟

 
 
عراق امروز | اطلاعات/ جایزه | ویژۀ خانواده | ورزش | سرگرمی | آرشیو | درباره ما | تماس با ما | راهنمای سایت